آنچه كرم ابريشم پايان دنيا مي داند براي پروانه آغاز زندگيست
شد دگرباره جوان عالم پیر عـالم پیرشده عشـــــق پذیر کائنات اند در این دام اسیر دام عشق است و ندارد تدبیر چنگ زن چنگ به اقبال امیر ساز را ساز به بانگ بم و زیر مطرب ! این نغمه تو با ساز بزن نه که آهسته در آواز بزن تـا بیاریـــم به پــــــــــــــرواز بزن آخـــرین پرده در آغاز بزن هین مگو بس که نه بس باز بزن می کشم ناز تو با ناز بزن يا علي ! گر تو براني چه كنم ؟ دامـــن از من برهــاني چه كنم ؟ دست از من بفشاني چه كنم ؟ عـــذري از من نستاني چه كنم ؟ پيش خصمم بنشانی چه كنم ؟ گويي ام رو ! كه هماني چه كنم؟ اي علي ! اي كه به عالم شاهي همه عالم شب و در شب ماهي هم تو مقصودي و هم خو راهــي سوي توحيــــد مهيــن درگــــاهي برتــر از اين سخن كوتــــــاهـــي تو همـــان حضـــرت ظـل اللهـــي ختم طغراي همه شـــاهاني نقـش تعــويذ همــــه گرداني قسم ناشكـــن مـــردانـــــي زمزمه ي نيمه شب مستـاني جان جاناني و جان را جانــي وجه رب هستـي و باقي ماني ساده و بيرنگ، (سوزان يگانه) در راستاي اينكه ازدواج يكي از مواردي است كه امروزه خواب و خيال جوانانرا ربوده است، موارد زير جهت اولين گام براي ازدواج توصيه مي شود: 






الحمدالله بهتر شده و من هم برگشتم ![]()
وقتي كه مي خندي تمام غمهاي عالم محو مي شوند ، نيست ميشوند و بر باد مي روند .
وقتي كه نيستي خانه بوي غربت مي هد ، بوي تنهايي ، بوي غم .
وقتي كه چشمهايت در اشك غوطه مي خورند ، دلم مي لرزد و غم با تمام وسعتش قلبم را مي فشارد .
دل تو شيشه اي است ! با تلنگري مي شكند ، كاش مي توانستم جلوي تمام دلهاي شيشه اي حريمي بگذارم ، مبادا نا محرمي وارد شود ، مبادا بشكند ، دل تو جاي خوبيهاست .
راستي ، مادر ! كوله بار خوبيهايت را كجا پر كرده اي ؟


سراسيمه و سرد،
بيتزلزل، بيتاب.
از کجا آمدهاي؟!
دخترک،
سايهات بيترديد،
بيتبسم، بيخشم،
بيهياهو و هراس از شبح آينهها.
از کجا آمدهاي؟!
دخترک،
رنگ نگاهت آبي،
صورتت مهتابي،
گل لبخند تو ياس،
طرح اندام تو همچون پيچک،
پيچ و تابش به تن تاک جواني مانند،
نبض بيرنگ زمان در دستت،
ساک تو لب به لب از پنجرهها،
کيف دستت، پراز انديشه ي ناب،
پاک و مغرور و پر از رويايي.
از کجا آمدهاي؟!
□
شهر ما :
سرد و عبوس است و کثيف،
کوچههايش باريک،
خانههايش تاريک،
مردمش پرنيرنگ،
زشت و نامردم و پست.
زندگيمان:
شب يلداي دراز،
بيتمناي سحر.
گذران شب و روز،
بيثمر، بيسامان،
بيخيالِ دلِ همسايۀ تنها و غريب،
بيخبر از گذر عمر و سفر،
کارمان:
سفسته بازي و قمار،
روي پرپر شدن قاصدک تازۀ باغ.
ميفروشيم هر روز،
نان به نرخ فردا،
خون به نرخ ديروز.
ميفروشيم هر روز،
عشق،
احساس،
ترانه،
پرواز،
هرچه آيينه که در آن لبخند.
و در انديشهمان:
رُفتن شب زدههاست،
از تن مردۀ شهر.
و چراغاني و آذين بستن،
به شب زهد فروشان زمان.
چشممان :
پرسهزن و حيض،
نگامان بيشرم.
ما پر از آواريم،
ما پر از زنگاريم،
و پي خانۀ ما،
روي آواز خوش قمريهاست،
ما غريبيم به شب بو، به نسيم...
□
تو کجا آمده اي؟!!

خواستگاري و روشهاي آن : 
1- مثل زمان ناصر الدين شاه ننه جون و بيبي صغراي معروف و آبجيجون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسين سازمان ملل راهي خونههاي مردم كنيم تا دختر بيچاره اونارو با ذره بين كنكاش كنن و هزار و يك عيب روش بذارن و چاي و ميوهاي خورده عزم را براي يافتن دختر شاه پريان جزم نمايند. و همينطور هي برن و هي بيان تا يكي رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببينيدش و تموم.
2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بيفتين توي خيابوناي خلوت و تا از يكي خوشتون اومد بريدجلو و خيلي مودبانه باهاش آشنا بشيد و بعد دستش رو بگيريد ببريد توي يك كاباره و بعد از شنيدن ترانهاي از مرضيه ازش درخواست ازدواج كنيد و اونم يه لبخند شرم گينانه بزنه و بله رو بگه و بعدا اگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگين.
3- مثل همين زمان رفتار كنين و برين دانشجو بشين و توي دانشگاه با يكي سر حرف رو باز كنيد و بعد كمكم ازش خوشتون بياد و بعد براش نامه بنويسيد و يواشكي بهش بديد و دلتون تاپ تاپ كنه و بعد هم بيسروصدا عقد بشين و سر كلاس همش به هم نگاه كنيد.
4- مثل زمان آينده رفتار كنيد و به دوست دخترتون بگين يك نفر براتون پيدا كنه و بعد همراه همون دوست دخترتون يه شاخه گل بخريد و بريد خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اينكه دلش نشكنه حداقل باهاش دوست بشيد.
5- روش خشنتري هم هست كه بايد يك شيشه اسيد بخريد و بريد سر راه طرف و تهديدش كنيد كه يا زنتون بشه يا شيشه اسيدو روي خودتون ميريزيد. ويا اصلا ميشه هيچكدوم ازين دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسير عادي زندگي رو طي كرد.
پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم :
1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.
2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.
3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.
4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتين.
5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.
6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج ميشه.
7- پسرهاي فاميل بهترين و در دسترسترين طعمهها هستند، رو هوا بقاپيدشون.
8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!
9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بيبي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد ميسازن واستون.
10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.
12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.
13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...
14- تا مامانه و باباهه ميگن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد،
در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.
15- بلاخره اگه خداي نكرده ميخواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.
16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.
17- ...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آيندهتون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد" 
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |




